بسم الله الرحمن الرحيم
مطالب ارائه شده صرفاً نقل و قول از مناظره علمي دو عالم ديني جهان اسلام بنامهاي ۱- مفتي اعظم و رئيس جامع الازهر مصر كه سرآمد همه مراكز علمي اهل سنت بوده و هست ۲ - بنام سيد شرف الدين موسوي يكي از علماي شيع كه به اكثر كشورهاي جهان اسلام مسافرت كرده است ( بصورت مكاتبه اي ) در ۹۷ سال قبل كه بمدت سه سال به طول مي انجامد ( اولين نامه در ششم ذي القعده ۱۳۲۹ و آخرين نامه در دوم جمادي الاولي ۱۳۳۰ نوشته مي شود كه جمعا يكصدو دوازده نامه مبادله مي شود ) جهت اطلاع كليه پژوهشگران و انديشمندان حق طلب در دنياي تكنولوژي پيشرفته عصر زمان و اينترنت .
ضمنا دوستاني كه تمايل دارند سريعتر به تمام نامه ها دسترسي يابند مي توانند به كتاب {{ رهبري امام علي (عليه السلام) در قرآن و سنت }} ترجمه : محمد جعفر امامي ناشر: مركزچاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي مراجعه نمايند.
توجه : بحثهاي ارائه شده به صورت پرسش و پاسخ طي 112 نامه اغاز و پايان گرفته است، فلذا هر سئوال با پاسخ پرسش قبلي در ارتباط است و بصورت زنجير وار آز آغاز تا پايان پيش مي رود
آغاز بحث از نقطه روشن و لاطمي شروع شده و سپس پرسشها و پاسخها ي بعدي سلسله وار درپيوند صحيح با هم ادامه مي يابد.
اين روش بسيار جاب و پسنديده اي است براي كساني كه در راه تحقيق و بررسي گام مي نهند.
پروردگارا ! از تو مسئلت دارم تا عمر مرا در راه خدمت به اسلام ناب محمدي و مكتب اهل بيت (عليهم السلام) بكارگيري و توفيقاتم را در اين راه افزونتر نمايي .
پروردگارا ! از تو مي خواهم تا فرزندانم را تا پايان عمر جهان از موحدان و پاسداران حريم اسلام و قرآن و اهل بيت قرار دهي.
معبودا ! هركسي آرزويي دارد ، من هم آرزومند مقام رفيع شهادت در راه خودت را از من دريغ نفرمايي.
***************************************
نامه اول : ۶/ ذي القعده / ۱۳۲۹
موضوعات : ۱- درود و تحيت ! ۲- اجازه بحث !
۱- سلام بر علامه ي بزرگ عبدالحسين شرفالدين موسوي و رحمه الله و بركاته.
من در طول عمر خود در صدد اطلاع از چگونگي اوضاع و حقايق داخلي شيعه برنيامده و اخلاقشان را نيازموده بودم. واين به اين جهت است كه من با آنها ننشسته و در اجتماعات و كشورهاي آنها زندگي ننموده ام ، اما هرچه بيشتر علاقمندبودم كه با دانشمندان آنها به بحث عميقي از نظرات ، و كنجكاوي و جستجويي از خواسته هاي آنها بكنم. پس آنگاه كه تقدير الهي مرا به ساحل اقيانوس وجود تو واقف ساخت ، لبانم از آب پيمانه گواراي دانش تو تر گرديد، خداون با گوارايي دانشت بيمارييم را شفا بخشيد و عطشم فرونشست و سوگند به شهر علم جدت مصطفي ( صلي الله عليه ) وباب آن ،پدرت مرتضي (عليه السلام) كه من شربتي فرو نشاننده تر از چشمه گواراي سلسبيل تو نيافتم.
من در باره شما شيعيان شنيده بودم : شما از برادرانتان اهل تسنن دوري مي گزينيدئ از آنها كناره مي گيريد، به تنهايي و وحشت مأنوسيد،و به عزلت و گوشه گيري پناه مي بريد و اما من تو را شخصي خوش برخورد ، در مباحثه، دقيق،علاقمند به گفتگو ، در بحث و جدل نيرومند، در سخن لطيف و مهربان ، در معركه شريف وبزرگوار، در نشست و برخاست قابل سپاسگزاري ، و در افتخارات مردي نيك يافتم. بنابراين شخصي كه مذهب شيعه را برگزيده خوش مجلس است و نشستن با وي منتهي ارزوي هر شخص اديبي است.
۲ - من هم اكنون در كنار درياي بيكران علم تو ايستاده ام، اجازه مي خواهم كه خود را در امواج آن اندازم و فرو روم و از درهاي گرانبهاي آن به دست آورم، اگر اجازه دهي در مطالب غامض و مشكلاتي كه مدتها است در سينه ام خلجان مي كنند غوص كنم وگرنه امر با تو است ، ولي من درمباحث خود به لغزشها نمي پردازم ، درصددعيبجويي نيستم ، نه ملامتگرم ، ونه مي خواهم آن را بين مردم شايع سازم ، من پي گمشده اي مي گردم و در يافتن حقيقتي بحث مي كنم، اگر حق آشكارگرديد كه بايد از آن تبعيت نمود و گرنه به گفته آن شاعر عمل مي كنيم كه : ما به آنچه داريم راضي هستيم و شما به آنچه خود داريد در حالي كه نظريات ما مختلف است ( نحن بما عندنا و انت بما عذ ذك راض و الراي مختلف ) اگر اجازه فرمودي دو مبحث را مورد گفتگو قرار خواهم داد:
۱- امامت در مذهب هم در اصول و هم در فروع ( يعني : در مسائل مذهبي به چه كسي بايد مراجعه كرد.)
۲ - امامت عامه و رهبري مسلمين يعني : خلافت پيامبر (علي الله عليه وآله) من به جاي امضاء صريح در پايان نامه ام حرف اختصاري (( س )) قرار مي دهم و شما هم حرف (( ش )) قرار دهيد . وقبلا از هر گونه اشتباهي (در اداء احترام ) اميد عفو دارم
والسلام - س
توضيح : اينگونه رفتار بزرگان الگويي خواهد بود براي ما كه تنها اكتفا به اجازه در بحث نكرده بلكه موضوع بحث را نيز روشن و مشخص ساخته است و اين از آداب و كمال وي در مباحثه است. از طرفي لطف دو رمز در امضاء نامه نيز مخفي نيست ، زيرا (( س )) اشاره به نام وي كه (( سليم )) است و (( سني )) و (( ش )) اشاره به لقب (( شرف الدين )) است و شيعه مي باشد.
منتظر پاسخ عالم شيعي باشيد