حاتم 110

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

پنجشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٧

 

حضرت علی(ع) عالی ترین نماد انسانی عدالت است،

حضرت علی(ع) عالی ترین نماد انسانی عدالت است، عدالت مطلوب مورد نظر آن حضرت باید در تمام امور زندگی اجتماعی، سیاسی و معیشتی سرلوحه قرار گرفته و اولویت زندگی روزمره باشد.
تعریف امام علی (ع) از عدالت بر مبنای کارایی و قرار گرفتن هر چیز در ظرف زمانی و مکانی خود است بنابراین امام علی نه تنها در ارائه عدالت پیشروترین است بلکه تنها فرد مقتدر تاریخ است که بعد از پیامبر این تئوری را با تمام ابعادش پیاده کرد.
عدالت علی (ع) آنچنان انطباقی بر مفهوم عدالت دارد که نمی توان میان علی و عدالت تفکیک قائل شد . در دیدگاه امام اگرعدالت رعایت شود، حقوق بشر رعایت می شود و حقوق انسانی تمام جهانیان حفظ خواهد شد.
عدالت در اندیشه امام گستره وسیعی را در بر می گیرد و خط مشی امام در عدالت سیاسی، رعایت حقوق شهروندی در همه ابعاد است. به همین دلیل در نظام علوی توصیه پذیری وجود ندارد و کسی از طریق نفوذ و اعمال توصیه به رانت خواری نمی پردازد .
عدالت از محوری ترین اندیشه های امام علی(ع) است تا جایی که در مقایسه بین جود و بخشش و عدالت ، حضرت اجرای عدالت در جامعه را رسیدن همگان به حقوق خود می داند، اما جود و بخشش تعلق به عده ای اندک دارد و در شرایطی که عدالت در جامعه حاکم باشد هر چیز در جای خود قرار خواهد گرفت و نیازی به جود و بخشش در شرایط استثنائی نیست.
● ارزش عدالت
امیرمؤمنان برای تبیین ارزش و جایگاه عدالت در پاسخ پرسشی درباره اینکه آیا ارزش عدالت برتر است یا ارزش بخشش؟ بر این باور است که ارزش عدالت بیشتر است و دو دلیل برای آن ذکر می کند: عدالت هر چیزی را در جای خود می نهد، در حالی که بخشش آن را از جای خود خارج می سازد. عدالت تدبیر عمومی مردم است در حالی که بخشش، گروه خاصی را شامل می شود .
● عدالت در قانونگذاری
عدالت در بعد حقوقی و قانونگذاری در حکومت علوی به معنای جلوگیری از استنباط تبعیض آمیز از قانون است، چونا اگر این جریان در اسلام رشد می کرد و وجهه شرعی به خود می گرفت خطری بسیار بزرگ بود. از جمله مواردی که در این رابطه می توان برشمرد، اقدام خوارج بود که با سوء برداشت از آیات قرآنی، نظامی حقوقی را ترسیم کردند که اشخاص گناهکار در زمره کافران قرار گرفته و براساس آن از حقوق اجتماعی خود محروم شوند و امام علی(ع) در برابر چنین استنباط های ناروایی ایستاد و در رد خوارج به سیره نبوی استدلال کرد.
● عدالت قضایی و قانونگذاری
یکی از مصادیق عدالت قضایی عدالت در کیفر و پاداش است، یعنی آن جا که جرم، نوعی ظلم و جفا به حقوق مردم و خارج ساختن مسیر عادی و طبیعی امور و نقض حقوق فردی و اجتماعی به حساب می آید می بایست کسانی را که به خود جرأت می دهند و حقوق دیگران را پایمال می کنند به مجازات رسانده و متنبه ساخت و حقوق پایمال شده افراد را به آنان بازگرداند.
● عدالت اقتصادی
عدالت اقتصادی با مباحث توزیع، گره خورده و هر جا سخن از عدالت اقتصادی است ذهن متوجه روشهای عادلانه در توزیع درآمدها می شود.
سخنان امام علی(ع) نیز ناظر بر این مسئله است: "من و تبعیض؟ من و پایمال کردن عدالت؟ اگرهمه اموال عمومی که در اختیارم است مال شخص خودم بود و می خواستم آن را تقسیم کنم، هرگز تبعیض روا نمی داشتم تا چه رسد که مال، مال خداست و من امانتدار خدایم.»

 پيام هاي ديگران ()

کارشناس سیاسی

دوشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٦

 

وجدان كاري

بسمه تعالی


        وجدان كاري عبارت است از : مجموعه عواملي كه فرد سازماني، نظام ارزشي به وجود مي‌آورد.
    وجدان كار يكي از حوزه‌هاي وجدان انسان است كه در سايه اخلاق كاري به وجود مي‌آيد و مرز بين درست و نادرست و صالح و ناصالح را معين مي‌‌كند.


    
    برخي از متفكرين، وجدان را به معناي آگاهي از انديشه‌هاي پنهان آدمي مي‌دانند يعني آنچه كه «ناخودآگاه» و حتي «خودآگاه» در ارتباط با اعمال، تلقي و ارزيابي مي‌كنند. برخي نيز وجدان را قضاوت دروني افراد در باب كردارهاي خود دانسته‌اند زيرا انسان‌ها معمولا در ارزيابي اعمال خود در خلوت و تنهايي قضاوت‌هاي منصفانه‌اي دارند و خود را آنگونه كه هستند، مي‌شناسند و در حقيقت بر اعمال و رفتارهاي خود اشراف دارند. هر چند كه ممكن است ظواهر اعمال و رفتارهاي آنان با‌ آنچه وجدانشان داوري كرده است، تفاوت‌هاي فاحش داشته باشند.

    
    اخلاق، بينش شخصي و روحيه شايسته‌اي است كه همه افراد در اجتماع واجد آن هستند و آن را به عنوان فضيلت اخلاقي مي‌شناسند اما ممكن است به آن كمتر توجه كنند. اخلاق كاري همان بايد‌ها و نبايدهايي است كه اجراي آنها در محيط كار در مسير تحقق اهداف كاري سازمان است و به تعبير شوراي فرهنگ عمومي كشور «وجدان را مي‌توان وضعيتي دانست كه در آن افراد جامعه در مشاغل خود سعي مي‌كنند كارهايي را كه به آنان محول شده است به بهترين وجه، به‌طور دقيق و با رعايت اصول بهينه‌سازي به انجام برسانند.» وجدان كار انسان را وادار مي‌سازد تا همواره براي تحقق اين آرمان تلاش كند.

    
    چه عواملي در سازمان بر وجدان كاري موثرند و شرايط مساعد يا نامساعدي را براي آن فراهم مي‌كنند؟
    اولين و مهم‌ترين عامل در وجدان كاري، عدم توجه به ويژگي‌هاي انساني فرد در سازمان‌هاست. در واقع آنچه موجب موفقيت هدف‌هاي يك سازمان مي‌شود آن است كه مدير يا سازمان بتواند هدف‌هاي سازمان را در قالب گروه‌ها اجرا كند. با ارضاي نياز اجتماعي، احساس نياز به احترام در فرد رشد مي‌كند.
    
    دومين عامل سازماني موثر در وجدان كار را مي‌توان شغل و ويژگي‌هاي آن نام برد. قرار دادن كناركنان در شغل مناسب و مورد علاقه ايشان، آنان را به بهتر كار كردن و ارايه نتايج مطلوب‌تر تشويق مي‌‌كند.
    
    سرانجام سومين عامل سازماني موثر در وجدان كار، عملكرد موثر مديريت در ارزيابي كاركنان به روش‌هاي معين و مشخص، تشويق و تنبيه مناسب آنان و برنامه‌ريزي آموزشي براي كاركنان است. آموزش موجب مي‌شود فرد بهتر كار خود را بشناسد و از انجام آن لذت ببرد. اين امر اسباب رضايت شغلي و تقويت وجدان كار را فراهم مي‌سازد.

    
    بنابراين دستيابي به كشوري آباد، آزاد و مترقي نيازمند كار و تلاش هدفمند، به روز و اصولي نيروهاي كاري با وجدان است.

 پيام هاي ديگران ()

کارشناس سیاسی

جمعه ٢۸ دی ،۱۳۸٦

 

عاشورای حسينی

 
حركت امام حسين) داراي يك برنامه پيچيده سياسي ـ فرهنگي بود
 

حرکت امام حسين(ع) داراي يك برنامه پيچيده سياسي ـ فرهنگي بود و ايشان تلاش كردند با اين برنامه دقيق، پيام خود را كه مبارزه با بدعت حكومت يزيد بود، در سراسر جهان منتشر كنند.

 

پس از مكه نيز امام(ع) پيام خود را تا عراق بردند و مسئوليت انتقال پيام اصلاحگرايانه امام(ع) در عراق تا شام نيز توسط خانواده به اسارت رفته ايشان به انجام رسيد و با اين برنامه دقيق، نهضت روشنگرانه امام(ع) به پيروزي كامل دست يافت.


باید به يك واقع ناگفته تاريخي اشاره كرد و گفت: معاويه در سال‌هاي آخر عمرش به همراه همه بزرگان به مدينه آمد؛ از جمله عبدالله‌بن‌زبير، عبدالله‌بن‌عمر و امام حسين(ع)، كه پس از مرگ معاويه، مخالفان اصلي حكومت يزيد به شمار مي‌رفتند. معاويه در اين مجمع عام، در كنار هر يك از بزرگان، دو نفر مسلح گذاشت و دستور داد كه اگر كسي نفس كشيد يا حرفي زد، او را بكشند و در آن جمع، خطاب به همه اعلام كرد كه من، پسرم را براي حكومت لايق ديدم و همه اين بزرگان كه همراه من بودند، هم او را لايق دانستند، پس همه با او بيعت كنيد. همه هم گفتند، بله و بيعت كردند و حتي امام حسين(ع) هم تلحويحا بيعت كردند، چرا كه چاره‌اي نبود و كنار ايشان دو نفر شمشير به دست ايستاده بودند. اگر امام(ع) نفس مي‌كشيدند، كشته مي‌شدند؛ بدون اينكه مخالفت ايشان، نتيجه‌اي داشته باشد.


در پاسخ به پرسشي درباره چگونگي بهره‌گيري بيشتر از مجالس عزاداري سيدالشهدا(ع) بایدگفت: متأسفانه مجموعه‌اي كه به امام حسين(ع) مي‌انديشد و براي امام حسين(ع) كار مي‌كند، منسجم عمل نمي‌كند.


به هر حال، تبليغ، موازين و روش‌هايي دارد، اما به نظر مي‌رسد اين مجموعه به اين موازين پايبند نيستند و طبق قواعد و قوانين تبليغ عمل نمي‌شود و ناگزير به ميزاني كه مي‌توان نتيجه گرفت، نتيجه به دست نمي‌آيد. اگر ما بتوانيم اين مجموعه را تحت يك ساماندهي كلان دربياوريم، به هدف نزديك‌تر مي‌شويم.


 مشكل اين است كه گاه، برخي هرچه به فكرشان مي‌رسد، بدون حساب و كتاب و سنجيدن با موازين، عملي مي‌كنند. اما به هر حال اگر متوليان دلسوز مجالس عزاي امام حسين(ع) كنار هم بنشينند و نوعي مديريت مناسب همراه با برنامه‌ريزي بر اين مجالس حاكم شود، يقينا مي‌توان از اين امكان ارزشمند استفاده‌هاي معنوي بيشتري برد و يقينا جامعه نيز مي‌تواند به بركت معارف حسيني، شاهد تحولات مناسبي شود.

 پيام هاي ديگران ()

کارشناس سیاسی

جمعه ۳٠ بهمن ،۱۳۸۳

 

مناظره دوعالم دينی جهان اسلام در ۹۷ سال قبل بمدت ۳سال

بسم الله الرحمن الرحيم

مطالب ارائه شده صرفاً نقل و قول از مناظره علمي دو عالم ديني جهان اسلام  بنامهاي ۱- مفتي اعظم  و رئيس جامع الازهر مصر كه سرآمد همه مراكز علمي اهل سنت بوده و هست ۲ - بنام سيد شرف الدين موسوي يكي از علماي شيع كه به اكثر كشورهاي جهان اسلام مسافرت كرده است  ( بصورت مكاتبه اي ) در ۹۷ سال قبل كه بمدت سه سال به طول مي انجامد ( اولين نامه در ششم ذي القعده  ۱۳۲۹ و آخرين نامه در دوم جمادي الاولي ۱۳۳۰ نوشته مي شود كه جمعا يكصدو دوازده نامه مبادله مي شود ) جهت اطلاع  كليه پژوهشگران و انديشمندان حق طلب در دنياي تكنولوژي پيشرفته عصر زمان و اينترنت .

ضمنا دوستاني كه تمايل دارند سريعتر به تمام نامه ها دسترسي يابند مي توانند به كتاب  {{ رهبري امام علي (عليه السلام)  در قرآن و سنت }} ترجمه : محمد جعفر امامي  ناشر: مركزچاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي مراجعه نمايند.

توجه : بحثهاي ارائه شده به صورت پرسش و پاسخ طي 112 نامه اغاز و پايان گرفته است، فلذا هر سئوال با پاسخ پرسش قبلي در ارتباط است و بصورت زنجير وار آز آغاز تا پايان پيش مي رود

آغاز بحث از نقطه روشن و لاطمي شروع شده و سپس پرسشها و پاسخها ي بعدي سلسله وار درپيوند صحيح با هم ادامه مي يابد.

اين روش بسيار جاب و پسنديده اي است براي كساني كه در راه تحقيق و بررسي گام مي نهند.

پروردگارا ! از تو مسئلت دارم تا عمر مرا در راه خدمت به اسلام ناب محمدي و مكتب اهل بيت (عليهم السلام) بكارگيري و توفيقاتم را در اين راه افزونتر نمايي .

پروردگارا ! از تو مي خواهم تا فرزندانم را تا پايان عمر جهان از موحدان و پاسداران حريم اسلام و قرآن و اهل بيت قرار دهي.

معبودا ! هركسي آرزويي دارد ، من هم آرزومند مقام رفيع شهادت در راه خودت را از من دريغ نفرمايي.

***************************************

نامه اول : ۶/ ذي القعده / ۱۳۲۹

موضوعات : ۱- درود و تحيت !      ۲- اجازه بحث !

۱- سلام بر علامه ي بزرگ عبدالحسين شرفالدين موسوي و رحمه الله و بركاته.

من در طول عمر خود در صدد اطلاع از چگونگي اوضاع و حقايق داخلي شيعه برنيامده و اخلاقشان را نيازموده بودم. واين به اين جهت است كه من با آنها ننشسته و در اجتماعات و كشورهاي آنها زندگي ننموده ام ، اما هرچه بيشتر علاقمندبودم كه با دانشمندان آنها به بحث عميقي از نظرات ، و كنجكاوي و جستجويي از خواسته هاي آنها بكنم. پس آنگاه كه تقدير الهي مرا به ساحل اقيانوس وجود تو واقف ساخت ، لبانم از آب پيمانه گواراي دانش تو تر گرديد، خداون با گوارايي دانشت بيمارييم را شفا بخشيد و عطشم فرونشست و سوگند به شهر علم جدت مصطفي ( صلي الله عليه ) وباب آن ،پدرت مرتضي (عليه السلام) كه من شربتي فرو نشاننده تر از چشمه گواراي سلسبيل تو نيافتم.

من در باره شما شيعيان شنيده بودم : شما از برادرانتان اهل تسنن دوري مي گزينيدئ از آنها كناره مي گيريد، به تنهايي و وحشت مأنوسيد،و به عزلت و گوشه گيري پناه مي بريد و اما من تو را شخصي خوش برخورد ، در مباحثه، دقيق،علاقمند به گفتگو ، در بحث و جدل نيرومند، در سخن لطيف و مهربان ، در معركه شريف وبزرگوار، در نشست و برخاست قابل سپاسگزاري ، و در افتخارات مردي نيك يافتم. بنابراين شخصي كه مذهب شيعه را برگزيده خوش مجلس است و نشستن با وي منتهي ارزوي هر شخص اديبي است.

۲ - من هم اكنون در كنار درياي بيكران علم تو ايستاده ام، اجازه مي خواهم كه خود را در امواج آن اندازم و فرو روم و از درهاي گرانبهاي آن به دست آورم، اگر اجازه دهي در مطالب غامض و مشكلاتي كه مدتها است در سينه ام خلجان مي  كنند غوص كنم وگرنه امر با تو است ، ولي من درمباحث خود به لغزشها نمي پردازم ، درصددعيبجويي نيستم ، نه ملامتگرم ، ونه مي خواهم آن را بين مردم شايع سازم ، من پي گمشده اي مي گردم و در يافتن حقيقتي بحث مي كنم، اگر حق آشكارگرديد كه بايد از آن تبعيت نمود و گرنه به گفته آن شاعر عمل مي كنيم كه : ما به آنچه داريم راضي هستيم و شما به آنچه خود داريد در حالي كه نظريات ما مختلف است ( نحن بما عندنا و انت بما عذ               ذك راض و الراي مختلف ) اگر اجازه فرمودي دو مبحث را مورد گفتگو قرار خواهم داد:

۱- امامت در مذهب هم در اصول و هم در فروع ( يعني : در مسائل مذهبي به چه كسي بايد مراجعه كرد.)

 ۲ - امامت عامه و رهبري مسلمين يعني : خلافت پيامبر (علي الله عليه وآله) من به جاي امضاء صريح در پايان نامه ام حرف اختصاري (( س )) قرار مي دهم و شما هم حرف (( ش )) قرار دهيد . وقبلا از هر گونه اشتباهي  (در اداء احترام ) اميد عفو  دارم

والسلام  - س

توضيح : اينگونه رفتار بزرگان الگويي خواهد بود براي ما كه تنها اكتفا به اجازه در بحث نكرده بلكه موضوع بحث را نيز روشن و مشخص ساخته است و اين از آداب و كمال وي در مباحثه است. از طرفي لطف دو رمز در امضاء نامه نيز مخفي نيست ، زيرا  (( س )) اشاره به نام وي كه (( سليم )) است و (( سني )) و  (( ش )) اشاره به لقب (( شرف الدين )) است و شيعه مي باشد. 

منتظر پاسخ عالم شيعي باشيد

 

 پيام هاي ديگران ()

کارشناس سیاسی

جمعه ۳٠ بهمن ،۱۳۸۳

 

مناضره مفتی الازهر مصر با حضرت آيت الله العظمی بروجردی(ره)

بسم الله الرحمن الرحيم

وقتي مقاله آقاي موحد را ديدم  ياد خاطره اي افتادم كه در زمان مرجعيت عامه حضرت آيت الله العظمي بروجردي (رحمت الله عليه ) اتفاق افتاد.

رئيس دانشگاه الازهر كشور مصر كه سر آمد مفتي هاي برادران اهل سنت بود و الآن هم همينطور است  اصرار داشت با مرجعيت شيعه به گفتگو ومناظره بپردازد تا به زعم باطل خود عقايد حقّه تشيع علوي را خدشه دار نمايد. از آنجاييكه حضرت آيت الله از افكار او مطلع بود ابتدا نپذيرفت و لي با اسرار زياد او و پيغامهايي كه به ايران ارسال كرده بود موفق شد به قم بيايد و به محضرت حضرت آيت الله العظمي بروجردي مشرف شود و در ابتدا بحث  سئوال كرد.

س: نظرشما شيعيان نسبت به خلفاي قبل از حضرت علي (ع) كه به عنوان جانشينان پيامبر اكرم (ص) امور مسلمين را بدست گرفتند چيست؟

ج: حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره) فرمودند: بنظر من عمر از پيامبر اكرم (ص) نسبت به اسلام و مسلمين دلسوز تر بوده است

س: مفتي الازهر سئوال كرد چگونه ؟

ج: حضرت آيت الله پاسخ داد: چون پيامبر براي بعداز خودش جانشيني را انتخاب نكرد و اسلام و مسلمين را مانند : رمه اي رها كرد و رفت !؟ ولي عمر براي بعدازخودش جانشين تعيين كرد و اينهم نتيجه و سرنوشت اسلام و مسلمان پيرو اوست !؟!؟!؟

مفتي الازهر وقتي با چنين پاسخي كه انتظار شنيدنش را نداشت مواجه شد !!!؟؟!!؟

در سكوتي مرگبار فرو رفت و ديگر نه سئوالي توانست مطرح كند و نه واقعيت تاريخ اسلام و نه حقيقت دلسوزي پيامبر خاتم حضرت محمد (ص) كه خداوند در قرآن مي فرمايد: پيامبر اسلام بيش از پيامبران گذشته نسبت به هدايت مردم جاهل و مشركين عرب دلسوزي مي كرد . و نه ماجراي غدير را كه همه فرق اسلام آنرا نقل و تاييد كرده اند.

  لذا اگر آقاي موحد كمي در تاريخ اسلام و كتب دانشمندان برادران اهل سنت كمي قور كند و با چشم حقيقت بين به اسلام و تاريخ آن بنگرد انشاء الله تعالي به حقانيت اهل بيت (عليهم السلام ) پی خواهد برد

به اميد اتحاد واقعی مسلمان و غلبه بر دشمن واحد آمريکا و صهيونيسم جهانی

 پيام هاي ديگران ()

کارشناس سیاسی

چهارشنبه ٢۸ بهمن ،۱۳۸۳

 

نتايج انتخابات عراق، شيوخ عرب را نقره‌داغ كرد

فهرست «تجمع دمكرات‌هاي عراق» به رياست «عدنان پاچه‌چي» كه مورد حمايت گسترده دولت‌هاي عربي بود، با كسب تنها 23 هزار رأي در كل عراق از مجموع هشت ميليون و پانصد هزار رأي، يك كرسي را از 275 كرسي مجمع ملي عراق، به دست آورد.

 پيام هاي ديگران ()

کارشناس سیاسی

چهارشنبه ٢۸ بهمن ،۱۳۸۳

 

نيوزويك: آينده عراق در دست روحاني 74 ساله ايراني

يك بار كه آقاي سيستاني بيمار بود، يكي از اطرافيان برايش آب‌ميوه آورد، اما وي از خوردن آن خودداري كرد. سيستاني گفته بود: در حالي كه مردم نمي‌توانند آب آشاميدني پيدا كنند، شما براي من آب‌ميوه مي‌آوريد؟


۲۷ بهمن ۱۳۸۳ -                                                               تعداد بازديد : 3506

پيروزي‌هاي پي‌درپي مرجعيت شيعه و در رأس آنان، آيت‌الله سيستاني در مقاطع مختلف، همچون قانون اساسي دولت موقت، پايان دادن به بحران نجف، برگزاري انتخابات سراسري و پيروزي قاطع در آن، سياستمداران، تحليلگران و روزنامه‌نگاران غربي را در سراسر جهان به فكر فرو برده است.
آنان در جستجوي اين پرسشند كه چگونه يك روحاني 74 ساله با دست‌هاي خالي، قدرتي دارد كه آمريكا نيز به رغم هيمنه قدرت سياسي و انبوه امكانات نظامي و امنيتي خود، توان مقابله با او را ندارد؟
از همين رو، علاوه بر كارشناسان امنيتي، روزنامه‌نگاران متعددي به نزديكي محل استقرار اين مرجع شيعه، گسيل داشته شده‌‌اند تا از نزديك با لايه‌هاي پنهان شخصيت وي، آشنا شوند و معماي پيچيده اين روحاني ايراني را براي خود آنان كنند.
خبرنگار هفته‌نامه «نيوزويك»، يكي از همين روزنامه‌نگاران است كه از گزارش وي، چنين برمي‌آيد كه روزها و ساعت‌ها در كوچه‌هاي نجف با افرادي كه با آيت‌الله سيستاني تماس داشته‌اند، به گفت‌وگو نشسته است.
در بخشي از گزارش «نيوزويك» آمده است: «سيدعلي حسيني سيستاني»، قدرتمندترين مرد بلامنازع عراق است. انتخاباتي كه وي خواستار آن بود و مواردي كه خود بر آنها تأكيد مي‌ورزيد، از جمله موفقيت‌هاي غيرمنتظره‌اي بودند كه نصيب وي شدند. گروهي كه مورد حمايت وي واقع شده بود، پيروزي چشمگيري را از آن خود كرد.
«ائتلاف عراق يكپارچه» كه شناخته‌شده‌ترين نام در ليست‌هاي شيعه بود، بيش از 65 درصد آراي انتخاباتي را از آن خود كرد كه همين مقدار هم براي انتخاب رهبران و رؤساي دولت جديد كافي بود. وقتي نتايج نهايي به ثمر برسند، رأي اكثريت بر موارد سازنده قانون اساسي جديد عراق اعمال نظر خواهد كرد....
هيچ‌كدام از مقامات آمريكايي تا به حال نتوانسته‌اند سيستاني را ببينند و بنا بر گفته اطرافيان و همراهان او، انجام چنين ملاقات‌هايي به مثابه تأييد اشغال آمريكا به شمار مي‌رود، در حالي كه وي عمل اشغال را هميشه محكوم كرده، اما هرگز فتوايي هم در برابر آن صادر نكرده است؛ چيزي كه مطمئنا، ميليون‌ها شيعه عراق را به خيابان‌هاي اين كشور مي‌كشاند... .
يكي از مقامات آمريكايي در تعريف از سيستاني مي‌گويد: سيستاني، استادانه عمل كرد، من صريح و بي‌پرده مي‌گويم كه به خاطر شعور سياسي‌اش، براي وي احترام بسياري قايلم... .
الربيعي مي‌گويد: پيش از فروپاشي رژيم صدام، گذرنامه عراقي به وي تقديم كردند، اما سيستاني، واكنشي به اين عمل نشان نداد. وي گفت: «دكتر ربيعي! چيزي كه شما به من داده‌ايد، به چه درد من مي‌خورد؟ من مردي هستم كه پايش لب گور است. من سيزده سال است كه در نجف زندگي مي‌كنم و از آن خارج نشده‌ام، چرا بايد به اين گذرنامه احتياج داشته باشم؟» ماه آگوست گذشته كه بيماري قلبي سيستاني شدت يافته بود، وي با گذرنامه ايراني خود براي انجام معالجات به لندن سفر كرد. هرچند سيستاني شركت در انتخابات عراق را وظيفه‌اي دين قلمداد كرده بود، اما خود وي، فاقد شرايط رأي‌دهي بود. هواداران وي مي‌گويند كه وي فرامليتي عمل مي‌كند، همچنان‌كه پاپ، رهبر كاتوليك‌هاي جهان، اينگونه است... .
شيخ الصغير مي‌گويد: يك بار كه آقاي سيستاني بيمار بود، يكي از اطرافيان برايش آب‌ميوه آورد، اما وي از خوردن آن خودداري كرد. سيستاني گفته بود: در حالي كه مردم نمي‌توانند آب آشاميدني پيدا كنند، شما براي من آب‌ميوه مي‌آوريد؟ يا زماني كه دستگاه تهويه هواي اتاق وي خراب شده بود و ماجراي آن در همه نجف پيچيد، يكي از اطرافيان، دستگاهي نو خريد و نصب كرد كه سروصدايي هم توليد نمي‌كرد. اما سيستاني بر تعمير دستگاه قبلي تأكيد داشته و از آنان خواست، دستگاه نو را به خانواده فقيري بدهند. وقتي سيستاني 74 ساله، براي درمان بيماري قلبي خود به لندن رفت، مؤسسه خويي، خانه راحتي در منطقه «ميفر» لندن براي او در نظر گرفت، اما او تخت راحت را رها كرد و بر روي تشكي در كف اتاق خوابيد. اينها همه، مواردي هستند كه اعتبار بي حد و اندازه‌اي را در ميان شيعيان عراق به وي بخشيده است؛ كساني كه در حكومت صدام، قدرت كمي داشتند و در نهايت فقر به سر مي‌بردند... .
گزارشگر «نيوزويك» در آخرين جمله گزارش خود نتيجه‌گيري مي‌كند كه « سيستاني به تماشا خواهد ايستاد و در حال حاضر، وي ممكن است، تنها كسي باشد كه مي‌داند، دقيقا عراق در آينده تا كجا پيش خواهد رفت».
متن كامل را در ستون «گزارش» بخوانيد.

 



  •   عجب كودني هستند اين سر دمداران آمريكا مگر تاريخ هيمنه امام را فراموش خواهد كرد او هم يك روحاني پير و بدون ادعائي بود كه جهان ياراي مقابله با اورا نداشت اينگونه انسانهاي خدائي هيچگونه لايه پنهاني ندارند و تنها معماي آنها نزديكي به ذات پروردگار است و به همين لحاظ هميشه پيروز هستند . هر كاری كه ميكنند براي خدا انجام ميدهند و خدا هم با آنها است واين فقط خصلت مراجع عاليقدر شيعه است.

  •  پيام هاي ديگران ()

    کارشناس سیاسی

    سه‌شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸۳

     

    در تعريف صحرای کربلا

    با عرض تسليت به مناسبت ايّام سوگواری سرور و سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين (عليه السلام) ما نيز به جمع عاشقان کربلا می پيونديم تا در ميان دلهای عاشق و خوروشان مورد لطف و عنايت اهل بيت پيامبر اکرم (ص) قرار بگيریم انشاء الله                                                               التماس دعای مخصوص

     

    ازين ساحل چو کردم رو به صحرا                                                    زمين  کربلا  شد  آشکارا

    روان در سجده آن خاک پرغم                                                         زتخت دل جبين کردم فراهم

    در آن صحرا که کردم شب اقامت                                                     چنين  زايد  شبم  روز  قيامت

    کزين ماتمسرای نا ملايم                                                                 در آن صحرا قيامت بود قائم

    درآن صحرا که مردن مفت ما بود                                                      نسيمش  سر بسر باد  فنا  بود

    زمينش سربسر آغشته در خون                                                        چو صحرای دل و دامان مجنون

    زهر يک سبزه ی  نو رسته  زان بر                                                   در او خضری  زماتم خاک بر سر

    گشوده سنبلش گيسوی ماتم                                                              بنفشه گردنی کج کرده از غم

    در او هر چشمه چشمی غرقه درخون                                               چو مژگان سبزه اش رسته سيه گون

    در او سرو سهی  گر پاک رستی                                                      سيه چون آبنوس از خاک رستی    

     پيام هاي ديگران ()

    کارشناس سیاسی

    شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸۳

     

    روز حسين، روز خدا

    روز حسين، روز خدا

    آيت الله جوادي آملي

    ذات أقدس إله هر از چند گاهي تجلّي خاص دارد كه از آن ظهور مخصوص به عنوان (يُومُ الله) ياد مي‌شود‌. روزي كه يك انسان كامل به مقام نبوّت بار مي‌يابد‌، به رسالت مي‌رسد‌، به امامت نايل مي‌شود‌ و يا به خلافت دسترسي پيدا مي‌كند‌، تجلّي خاصّ خدا‌، يوم الله است‌. روزي كه يك انسان كامل براي حفظ دين قيام و نهضتي را آغاز مي‌كند‌، از بَذل نفس و نَفيس دريغي ندارد‌، به استقبال شهادت مي‌رود‌ و همه چيز را فِداي دين مي‌كند تا با دين‌، انسان‌ها را تأمين كند‌؛ اين هم تجلّي ذات أقدس إله است كه از چنين روزي و روزگاري به عنوان يوم الله ياد مي‌شود‌.
    توجّه به ظهور خاصّ و ايّام مخصوص در قرآن كريم كاملاً مطرح است‌. ذات أقدس إله به رسول گرامي ـ صلّ الله عَليه و آله و سلّم ـ مكرر دستور مي‌دهد‌، تا ماجراهاي نوح، ابراهيم‌، عيسي و موسي‌، يونس و يوسف و ساير انبياء ـ عليهم الصلاه و عليهم السلام ـ ‌را يادآوري كند. «وَاذْكُر فِي كِتابِ إبراهيم» اينها نام آوراني‌اند كه ياد‌شان، ياد يوم تجلّي و ظهور خداست ‌و مانند آن در كنار مردان الهي‌، زنان الهي هم هستند كه در قرآن كريم از مريم ـ سلام الله عليها ـ به عنوان «وَاذْكُر فِي كِتابِ مَريَم» ياد شده است‌.
    جريان كربلاي سالار شهيدان حسين بن عليّ بن أبي‌طالب ـ صلوات الله و سلامه عليهما ـ از اين قبيل است‌. يعني نهضت آن حضرت ظهور فيض خاصّ خداست‌. و تذكره آن جريان شهادت‌، تذكره يوم الله است‌. نام نام‌آوري چون زينب ـ سلام الله عليها ـ كه مطرح شود‌، همان مريم ـ سلام الله عليها ـ تذكره يوم الله است‌. زنده نگه داشتن عاشورا به منزله «وَاذْكُر فِي قَلْبِكَ يُومِ عاشُور الحُسين ـ عليه السلام ـ و زينب ـ سلام الله عليها ـ» و مانند آن است‌. اگر در قرآن تدويني‌، خدا فرمود‌: «وَاذْكُر فِي الكِتابِ إبراهيم»‌، «وَاذْكُر فِي الكِتابِ مُوسي»، در كتاب تكوينيِ نفس ما هم اينچنين به ما دستور دادند‌، «وَاذْكُر فِي قَلْبِكَ حُسَيناً‌، وَاذْكُر فِي قَلْبِكَ زِينَباً‌». اين نام‌آوران زمينه ظهور فيض خدا را در جامعه زنده نگه مي‌دارند و مطرح مي‌كنند‌.
    بايد ديد حسين بن علي ـ سلام الله عليهما ـ و زينب كُبري ـ سلام الله عليها ـ چه كرد‌ند كه تذكره اين نام‌ها به منزله تذكره انبياء و اولياي الهي است‌. چون نبوّت و رسالت به خاتميّت خود بار يافت‌، اينها به نام امام و به نام نائبان امام‌ نگهبانان وحي‌ايد. راه انبياي سَلَف را حسين بن علي ـ سلام الله عليهما ـ طي و احياء كرد‌. خود أبي عبد الله ـ عليه السلام ـ فرمود‌: شما نمي‌بينيد كه «اَوَلا تَرَونَ أنَّ الحَقَّ لا يُعْمَلُ بِه وَ أنَّ الباطِلَ لا يُتَنهي عَنْه‌» مگر نمي‌بينيد حقّ عمل نمي‌شود‌؟ و از باطل پرهيز نمي‌شود‌؟ امروز جريان فلسطين و عراق و افغانستان را مي‌توان ديد، بسياري از جريان‌ها كه در طول تاريخ گذشته مي‌بينيد‌ ممكن است براي منطقه ديگر تكرار شود‌ و نسل آينده ببيند‌. در تمام اين عصرها مي بيند سخن جهاني حسين بن علي ـ سلام الله عليهما ـ زنده است‌، كه فرمود‌: حقّ عمل نمي‌شود و از باطل پرهيز نمي‌شود‌. در چنين فضايي گفتمان اثر ندارد‌. دعوت به سوي خدا با حكمت و موعظه حسنه سودمند نيست‌. جدال و مناظره أحسن سودمند نيست‌. گفت‌وگو و گفتمان و مباحثه و كتابت و كتيبه بي‌اثر است‌، چاره‌اي جز و قيامي كه هرگونه ايثاري را به همراه داشته باشد‌.
    در جريان كربلا در حقيقت قيام حقّ عليه باطل است و هزينه دادن و شهادت را به عنوان هزينه احياي حقّ پذيرفتن است‌. زير بار ستم نرفتن است و مانند آن . بنابراين زنده نگه داشتن عاشورا يعني احياي همين كلمه حسين بن عليّ ـ سلام الله عليهما ـ كه فرمود‌: «وَلْيَرغَبِ المُؤمِنْ فِي لِقاءِ اللهِ حَقّاً أو مُحِقّاً‌». فرمود‌: آن كس كه وطن او لقاء الله است‌، او قيام كند تا حقّ را احياء و باطل را اِمحاء كند‌. فرمود‌: شرط اش آن است كه انسان شيداي لقاءُ الله باشد‌. كسي كه به طبيعت مي‌انديشد‌، هرگز مرغ باغ ملكوتِ فطرت نيست‌. او توانمند نيست كه برضد ستم به مبارزه برخيزد‌. در مكّه صريحاً فرمود‌: «مَنْ كَانَ بَاذِلاً فِينَا مُهْجَهً وَ مُوَّطِنَاً عَلي لِقاءِ اللهِ نَفْسَهُ فَالْيَرْحَلْ مَعَنَا» آن كس كه وطن او لقاء الله است و به لقاي الهي بار مي‌يابد‌، توان مبارزه را دارد و مي تواند به همراه ما بيايد و در كربلاي ما شركت كند‌. اين حقايق را در مدينه و در بين راه نيز اعلام كرد‌، فرمود‌: «عَلَي الإسلام اَلسَّلام إذا بُلِيَتِ الاُمَّهُ بِراعٍ مِثْلِ يَزيد‌» اسلام يعني تسليم شدن در برابر حقّ‌. يعني توحيد و عدل و نبوّت.‌‌ ي/عني قرآن و عترت‌. يعني عدل و آزادي و استقلال كه برضد هرگونه استعمار و هرگونه استبداد‌، هرگونه استثمار و استعمار مبارزه كرد‌. اگر انسان چنين مكتب رهايي‌بخش را در كام خطر ببيند‌، چاره‌اي جز مبارزه ندارد‌. فرمود‌: تنها يزيد مطرح نيست‌. نفرمود‌: «عَلَي الإسلام اَلسَّلام إذا بُلِيَتِ الاُمَّهُ بِراعٍ هُوَ يَزيد» فرمود‌:« إذا بُلِيَتِ الاُمَّهُ بِراعٍ مِثْلِ يَزيد»‌ در هر عصري كه يك حاكمي چون يزيد باشد‌، نهضت لازم است‌. يعني در هر عصري نائباني چون نائبان حسين بن علي قيام كنند‌، مثل اينكه امام راحل ـ رضوان الله عليه ـ قيام كرد‌، شهداي اسلام در طول تاريخ قيام كردند‌.
    نتيجه اين كه تذكره عاشورا به منزله يادآوري نام‌آوري است كه براي نهضت قيام كرد. همان‌طوري كه در قرآن كريم ما را به يادآوري انبياء دعوت كرده‌اند‌، در عصر غيبت ام ذات مقدّس پيغمبر ـ صلّ الله عليه و سلّم ـ ما را به يادآوري مردان الهي كه برضد ستم به مبارزه برخواستند‌، دعوت كردند‌. جريان زينب كُبري به دنباله جريان مريم عَذرا ـ سلام الله عليهما ـ است كه اينها زنان ملكوتي‌اند‌، براي حفظ عَفاف و حجاب و عصمت و طهارت تلاش و كوشش كردند‌. مردان الهي يك وظيفه برتري دارند‌. همان‌طوري كه عليّ بن أبي‌طالب ـ ع ـ در اطعام يتيم و مسكين و اسير سهميه خردسالان خود را هم داد‌، حسين بن علي ـ سلام الله عليهما ـ ‌هم در نهضت عاشورا سهميه خردسالان خود را هم به قرآن و عترت تقديم و فرزندان خردسال خود را هم در اين نهضت سهيم كرده است‌. مردان الهي‌، انسان‌هاي كامل‌‌، خليفه خدايند‌. خليفه خدا كار مستخلفُ عنه را مي‌كند‌. ما اگر خواستيم ببينيم خدا راضي است يا نه‌، كار مستخلفُ عنه را از سنّت و سيرت خليفه او كشف مي‌كنيم‌. از كار حسين بن علي ـ سلام الله عليهما ـ ‌مي‌فهميم خدا كه مستخلف عنه اوست‌، به اين كار راضي بوده است.
    اين است كه اين نهضت عميق و عقلاني و عاشقانه و عارفانه و عاقلانه را به رسوم و به رسوبات غير قابل برهان مخلوط نكنند‌. حرفي نزنند‌ و كاري نكنند كه خود حسين بن علي ـ سلام الله عليهما ـ نپذيرد‌. در وداع أبي عبد الله با فرزندانش در روز عاشورا فرمود‌: مبادا سخني بگوييد كه شما را كوچك كند‌! «لا تَقُولُ وَ لا تَشكُوا وَ لا تَقُولُوا بِألْسِنَتِكُمْ مِمَا يَنْقُضُ قَدْرَكُمْ» كاري كه شما را كوچك مي‌كند، هدف مرا تنزّل مي‌دهد‌ و مرام مرا پايين مي‌‌آورد، مركتب نشويد. در دسته‌ها، در سينه‌زني‌ها، در زنجير‌زني‌‌ها، در مدَاحي‌‌ها، در ذكر مصبيت‌ها، در نوحه‌سرايي‌‌ها‌؛ حرفي‌، گفتاري‌، رفتاري‌، نوشتاري‌، كاري كه از جلال و شكوه اين نهضت مقدّس مي‌كاهد‌، هرگز انجام نشود.
    ـ برگرفته از سخنان آيت الله جوادي آملي درباره محرم، 1381

     پيام هاي ديگران ()

    کارشناس سیاسی

    پنجشنبه ٢٢ بهمن ،۱۳۸۳

     

    برف شادی

     

     امروز تمام ايرانيان با حضور چشم گير خود پاسخ دندان شکنی به ابرقدرتها مخصوصا بوش مغز گنجشکی واطمينان کامل به مسئولان جمهوری اسلامی جهت غنی سازی اورانيوم و تکميل تکنولوژی صلح آميز هسته ای که مبارزه بی امان با استعمارگران است را دادند.

     

     پيام هاي ديگران ()

    کارشناس سیاسی

    کارشناس سیاسی


    لینک ها

     

    نویسندگان

    کارشناس سیاسی

    آرشیو من

    تیر ۸٧
    بهمن ۸٦
    دی ۸٦
    بهمن ۸۳
    دی ۸۳

    امکانات

      RSS 2.0